نقش و اقدامات محمد‌پاشای جاف در بین دولتین ایران و عثمانی (1248- 1299 ق/1832-1881م)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه لرستان

2 استادیار دانشگاه لُرستان، ایران( نویسنده‌مسئول)

3 عضو هیئت علمی گروه تاریخ و باستانشاسی دانشگاه لرستان

10.22103/jic.2026.27094.1526

چکیده

ایل جاف تا پیش از قرارداد زهاب (۱۰۴۹ق/۱۶۳۹م) تابع ایران بود، اما شاخه اصلی آن یعنی جاف‌مرادی تحت تابعیت عثمانی درآمد. این ایل کُرد به دلیل معیشت دامداری و کوچ‌روی مداوم، مرزهای ایران و عثمانی را نادیده می‌گرفت. پس از معاهده دوم ارزنه‌الروم (۱۲۶۳ق/۱۸۴۷م)، هر دو دولت ایران(قاجاریه) و عثمانی بر تثبیت مرزها، تعیین تابعیت و اسکان ایلات پافشاری کردند. با توجه به گستردگی مراتع ایل میان دو قلمرو، دولتین به دنبال پایان دادن به وضعیت دوتابعیتی و جذب کامل آن‌ها بودند. در مقابل، محمدپاشای جاف رهبر ایل می‌کوشید با حفظ سیاست دوگانه، تابعیت هر دو دولت را برای تضمین منافع ایل خود حفظ کند. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر، پرداختن به چرایی و چگونگی دیپلماسی مرزی دولتین ایران و عثمانی دربارة ایل جاف مرادی و اقدامات محمدپاشای جاف در مواجهه با آنان است. یافته‌های این پژوهش، براساس اسنادآرشیوی که چند سال اخیر در ایران، دسترسی به آنها ممکن شده است، نشان می‌دهد: به سبب موقعیت ژئوپلیتیک ایل جاف مرادی در نوار مرزی، محمدپاشای جاف اصرار بر اتخاذ سیاستی دوگانه در قبال دولتین داشت و به همین دلیل پیشنهاد تابعیت کامل عثمانی یا ایران را نپذیرفت، چون پذیرش آن عامل برتری او که در توازن قدرت بین ایران و عثمانی بود، را از بین می‌برد. اما در نهایت، به دلیل مخالفت دولتین با راهبرد دو‌تابعیتی ایل جاف مرادی، حمایت بیشتر عثمانی، تعلل دولت ایران و منافع مالی که ایل جاف مرادی در قلمرو عثمانی داشت، به ناچار اسکان نسبی در برخی روستاها و شیوة نیمه کوچ‌روی را پذیرفتند..

کلیدواژه‌ها