آیین‌های مرگ در تمدن ایرانی با تکیه بر شاهنامه فردوسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان بحرالعلوم شهرکرد

2 استادیار گروه عمومی دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر

10.22103/jic.2021.2917

چکیده

سرچشمة مرگ را هم‌زمان با منشأ حیات باید جست‌وجو کرد. در فرهنگ اساطیری و باستانی ایران به مسألة مرگ و اعتقاد به سرای باقی و بهشت و دوزخ اشاره شده‌‌است. مطالعة پیشینة انسان ناظر بر آمیختگی مرگ و زندگی است و به تبع آن دیدگاه‌های متفاوتی در پیوند میان مرگ و زندگی وجود دارد. برخی مرگ و زندگی را مانند شب و روز جز ذات جدایی‌ناپذیر طبیعت دانسته‌اند و گروهی دیگر مرگ را در مقابل زندگی قرارمی‌دهند و اعتقاد دارند که تقابل و تضاد میان این دو پدیده، بنیادی‌ترین تضادی است که در انسان و سایر موجودات وجود دارد. به هر حال، مرگ و زندگی چه در کنار هم و چه در تقابل با هم باشند، همراهان جدایی‌‌ناپذیر یکدیگرند. جدایی‌‌ناپذیری مرگ و زندگی از اصول بنیادی هستی است. زندگی با مرگ به نتیجه می‌رسد و از طریق همین مرگ است که زندگی معنا و مفهوم پیدا می‌کند. تنها در سایة مرگ است که می‌توان به شناخت زندگی دست‌ یافت؛ زیرا با مرگ، حقیقتی که آن را زندگی می‌دانیم به صورتی منطقی و معیّن پایان می‌پذیرد؛ بنابراین می‌توان گفت چون هستیم می‌میریم؛ زیرا جوهر زندگی در کنار مردن قابل تشخیص ‌است. در این مقاله برآنیم با تکیه بر شاهنامة فردوسی، به بررسی مرگ و چگونگی برپایی مراسم سوگ، مدت سوگواری و آداب و رسوم مرتبط با آن و به چگونگی تدفین مردگان پرداخته‌می‌شود و در ادامه به صورت گذرا به پدیدة مرگ در باور مذاهب باستانی رایج در ایران باستان اشاره می‌شود.

کلیدواژه‌ها